حکایت در معنی تواضع نیکمردان

شنیدم که فرزانه‌ای حق پرست

گریبان گرفتش یکی رند مست

ازان تیره دل مرد صافی درون

قفا خورد و سر بر نکرد از سکون

یکی گفتش آخر نه مردی تو نیز؟

تحمل دریغ است از این بی تمیز

شنید این سخن مرد پاکیزه خوی

بدو گفت از این نوع دیگر مگوی