حکایت حاتم اصم

گروهی برآنند از اهل سخن

که حاتم اصم بود، باور مکن

برآمد طنین مگس بامداد

که در چنبر عنکبوتی فتاد

همه ضعف و خاموشیش کید بود

مگس قند پنداشتش قید بود

نگه کرد شیخ از سر اعتبار

که ای پای بند طمع پای دار