حکایت مرد درویش و همسایهٔ توانگر

بلند اختری نام او بختیار

قوی دستگه بود و سرمایه‌دار

به کوی گدایان درش خانه بود

زرش همچو گندم به پیمانه بود

چو درویش بیند توانگر بناز

دلش بیش سوزد به داغ نیاز

زنی جنگ پیوست با شوی خویش

شبانگه چو رفتش تهیدست، پیش