حکایت

چه خوش گفت شاگرد منسوج باف

چو عنقا برآورد و پیل و زراف

مرا صورتی برنیاید ز دست

که نقشش معلم ز بالا نبست

گرت صورت حال بد یا نکوست

نگارندهٔ دست تقدیر، اوست

در این نوعی از شرک پوشیده هست

که زیدم بیازرد و عمروم بخست