سر آغاز

سخن در صلاح است و تدبیر وخوی

نه در اسب و میدان و چوگان و گوی

تو با دشمن نفس هم‌خانه‌ای

چه در بند پیکار بیگانه‌ای؟

عنان باز پیچان نفس از حرام

به مردی ز رستم گذشتند و سام

تو خود را چو کودک ادب کن به چوب

به گرز گران مغز مردان مکوب