حکایت فریدون و وزیر و غماز

فریدون وزیری پسندیده داشت

که روشن دل و دوربین دیده داشت

رضای حق اول نگه داشتی

دگر پاس فرمان شه داشتی

نهد عامل سفله بر خلق رنج

که تدبیر ملک است و توفیر گنج

اگر جانب حق نداری نگاه

گزندت رساند هم از پادشاه