قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴ - در ستایش علاءالدین جوینی صاحب دیوان

هر آدمی که نظر با یکی ندارد و دل

به صورتی ندهد صورتیست لایعقل

اگر همین خور و خوابست حاصل از عمرت

به هیچ کار نیاید حیات بی‌حاصل

از آنکه من به تأمل درو گرفتارم

هزار حیف بر آن کس که بگذرد غافل

نظر برفت و دل اندر کمند شوق بماند

خطا کنند سفیهان و عهده بر عاقل