قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱
آنکس که چو سیمرغ بی نشانست
از رهزن ایام در امانست
ایمن نشد از دزد جز سبکبار
بر دوش تو این بار بس گرانست
اسبی که تو را میبرد بیک عمر
بنگر که بدست کهاش عنانست
مردمکشی دهر، بی سلاح است
غارتگری چرخ، ناگهانست
آنکس که چو سیمرغ بی نشانست
از رهزن ایام در امانست
ایمن نشد از دزد جز سبکبار
بر دوش تو این بار بس گرانست
اسبی که تو را میبرد بیک عمر
بنگر که بدست کهاش عنانست
مردمکشی دهر، بی سلاح است
غارتگری چرخ، ناگهانست