آرزوی مادر

جهاندیده کشاورزی بدشتی

بعمری داشتی زرعی و کشتی

بوقت غله، خرمن توده کردی

دل از تیمار کار آسوده کردی

ستمها میکشید از باد و از خاک

که تا از کاه میشد گندمش پاک

جفا از آب و گل میدید بسیار

که تا یک روز می انباشت انبار