معمار نادان

دید موری طاسک لغزنده‌ای

از سر تحقیر، زد لبخنده‌ای

کاین ره از بیرون همه پیچ و خم است

وز درون، تاریکی و دود و دم است

فصل باران است و برف و سیل و باد

ناگه این دیوار خواهد اوفتاد

ای که در این خانه صاحبخانه‌ای

هر که هستی، از خرد بیگانه‌ای