غزل شمارهٔ ۱۴

چه شاهدی است که با ماست در میان امشب

که روشن است ز رویش همه جهان امشب

نه شمع راست شعاعی، نه ماه را تابی

نه زهره راست فروغی در آسمان امشب

میان مجلس ما صورتی همی تابد

که آفتاب شد از شرم او نهان امشب

بسی سعادت از این شب پدید خواهد شد

که هست مشتری و زهره را قران امشب