غزل شمارهٔ ۱۷

زهی ماه در مهر سرو بلندت

شکر در گدازش ز تشویر قندت

جهان فتنه بگرفت و پر مشک شد هم

چو بگذشت بادی به مشکین کمندت

سر زلف پر بند تو تا بدیدم

به یک دم شدم عاشق بند بندت

گزند تو را قدر و قیمت که داند

بیا تا به جانم رسانی گزندت