غزل شمارهٔ ۳۰

اینت گم گشته دهانی که توراست

وینت نابوده میانی که توراست

از دو چشم تو جهان پرشور است

اینت شوریده جهانی که توراست

جادوان را به سخن خشک کنی

خه زهی چرب‌زبانی که توراست

آخر این ناز تو هم در گذرد

چند مانده است زمانی که توراست