غزل شمارهٔ ۷۸

غم بسی دارم چه جای صد غم است

زانکه هر موییم در صد ماتم است

غم نباشد کانچه پیشان است و پس

کم ز کم نبود نصیبم زان کم است

عالمی است اشراق نور آفتاب

کور را زانچه اگر صد عالم است

عالمی در دست بر جانم ولی

چون ازوست این درد جانم خرم است