غزل شمارهٔ ۱۲۱

آیینهٔ تو سیاه رویی است

او را چه خبر که ماه‌روی است

آن آینه می‌زدای پیوست

کورا گه پشت و گاه روی است

آن پشت ز عشق روی گردان

گر کرده تو را به راه روی است

کز عشق چو آفتاب گردد

هر ذره اگر سیاه‌روی است