غزل شمارهٔ ۱۴۴

ای آفتاب سرکش یک ذره خاک پایت

آب حیات رشحی از جام جانفزایت

هم خواجه تاش گردون دل بر وفا غلامت

هم پادشاه گیتی جان بر میان گدایت

هم چرخ خرقه‌پوشی در خانقاه عشقت

هم جبرئیل مرغی در دام دل ربایت

در سر گرفته عالم اندیشهٔ وصالت

در چشم کرده کوثر خاک در سرایت