غزل شمارهٔ ۱۶۳

نه به کویم گذرت می‌افتد

نه به رویم نظرت می‌افتد

آفتابی که جهان روشن ازوست

ذرهٔ خاک درت می‌افتد

در طلسمات عجب موی شکاف

زلف زیر و زبرت می‌افتد

در جگردوزی و جان سوزی سخت

چشم پر شور و شرت می‌افتد