غزل شمارهٔ ۱۶۹

اسرار تو در زبان نمی‌گنجد

واوصاف تو در بیان نمی‌گنجد

اسرار صفات جوهر عشقت

می‌دانم و در زبان نمی‌گنجد

خاموشی به که وصف عشق تو

اندر خبر و نشان نمی‌گنجد

آنجا که تویی و جان دل مسکین

مویی شد و در میان نمی‌گنجد