غزل شمارهٔ ۱۷۱
هر دل که ز خویشتن فنا گردد
شایستهٔ قرب پادشا گردد
هر گل که به رنگ دل نشد اینجا
اندر گل خویش مبتلا گردد
امروز چو دل نشد جدا از گل
فردا نه ز یکدگر جدا گردد
خاک تن تو شود همه ذره
هر ذره کبوتر هوا گردد
هر دل که ز خویشتن فنا گردد
شایستهٔ قرب پادشا گردد
هر گل که به رنگ دل نشد اینجا
اندر گل خویش مبتلا گردد
امروز چو دل نشد جدا از گل
فردا نه ز یکدگر جدا گردد
خاک تن تو شود همه ذره
هر ذره کبوتر هوا گردد