غزل شمارهٔ ۱۷۲

بودی که ز خود نبود گردد

شایستهٔ وصل زود گردد

چوبی که فنا نگردد از خود

ممکن نبود که عود گردد

این کار شگرف در طریقت

بر بود تو و نبود گردد

هرگه که وجود تو عدم گشت

حالی عدمت وجود گردد