غزل شمارهٔ ۱۸۲

سر زلف تو بوی گلزار دارد

لب لعل تو رنگ گلنار دارد

از آن غم که یکدم سر گل نبودت

ببین گل که چون پای بر خار دارد

اگر روی تو نیست خورشید عالم

چرا خلق را ذره کردار دارد

وگر نقطهٔ عاشقان نیست خالت

چرا عاشقان را چو پرگار دارد