غزل شمارهٔ ۱۸۶

بر در حق هر که کار و بار ندارد

نزد حق او هیچ اعتبار ندارد

جان به تماشای گلشن در حق بر

خوش بود آن گلشنی که خار ندارد

مست خراب شراب شوق خدا شو

زانکه شراب خدا خمار ندارد

خدمت حق کن به هر مقام که باشی

خدمت مخلوق افتخار ندارد