غزل شمارهٔ ۱۹۱

آتش عشق آب کارم برد

هوس روی او قرارم برد

روزگاری به بوی او بودم

روی ننمود و روزگارم برد

عشق تا در میان کشید مرا

از بد و نیک برکنارم برد

مست بودم که عشق کیسه شکاف

نیم‌شب نقد اختیارم برد