غزل شمارهٔ ۲۰۷

هر که را عشق تو سرگردان کرد

هرگزش چارهٔ آن نتوان کرد

چارهٔ عشق تو بیچارگی است

هر که بیچاره نشد تاوان کرد

سر به فرمان بنهد خورشیدش

هر که یک ذره تو را فرمان کرد

چون به زیبایی آن داری تو

این چنین عاشق زارم آن کرد