غزل شمارهٔ ۲۳۲

اگر ز پیش جمالت نقاب برخیزد

ز ذره ذره هزار آفتاب برخیزد

جهان ز فتنهٔ بیدار رستخیز شود

چو چشم نیم‌خمارش ز خواب برخیزد

به مجلسی که زند خنده لعل میگونش

خرد اگر بنشیند خراب برخیزد

اگر به خنده در آید لبش ز هر سویی

هزار نعره‌زن بی شراب برخیزد