غزل شمارهٔ ۲۵۴

چون عشق تو داعی عدم شد

نتوان به وجود متهم شد

جایی که وجود عین شرک است

آنجا نتوان مگر عدم شد

جانا می عشق تو دلی خورد

کو محو وجود جام‌جم شد

در پرتو نیستی عشقت

بیش از همه بود و کم ز کم شد