غزل شمارهٔ ۲۶۲
تا دل لایعقلم دیوانه شد
در جهان عشق تو افسانه شد
آشنایی یافت با سودای تو
وز همه کار جهان بیگانه شد
پیش شمع روی چون خورشید تو
صد هزاران جان و دل پروانه شد
مرغ عقل و جان اسیر دام تو
همچو آدم از پی یک دانه شد
تا دل لایعقلم دیوانه شد
در جهان عشق تو افسانه شد
آشنایی یافت با سودای تو
وز همه کار جهان بیگانه شد
پیش شمع روی چون خورشید تو
صد هزاران جان و دل پروانه شد
مرغ عقل و جان اسیر دام تو
همچو آدم از پی یک دانه شد