غزل شمارهٔ ۲۷۰
نور روی تو را نظر نکشد
سوز عشق تو را جگر نکشد
باد خاک سیاه بر سر آنک
خاک کوی تو در بصر نکشد
آتش عشق بیدلان تو را
هفت آتش گه سقر نکشد
از درازی و دوری راهت
هیچ کس راه تو به سر نکشد
نور روی تو را نظر نکشد
سوز عشق تو را جگر نکشد
باد خاک سیاه بر سر آنک
خاک کوی تو در بصر نکشد
آتش عشق بیدلان تو را
هفت آتش گه سقر نکشد
از درازی و دوری راهت
هیچ کس راه تو به سر نکشد