غزل شمارهٔ ۲۷۴

کارم از عشق تو به جان آمد

دلم از درد در فغان آمد

تا می عشق تو چشید دلم

از بد و نیک بر کران آمد

از سر نام و ننگ و روی و ریا

با سر درد جاودان آمد

سالها در رهت قدمها زد

عمرها بر پیت دوان آمد