غزل شمارهٔ ۲۷۸

نقد قدم از مخزن اسرار برآمد

چون گنج عیان شد

خود بود که خود بر سر بازار برآمد

بر خود نگران شد

در کسوت ابریشم و پشم آمد و پنبه

تا خلق بپوشند

خود بر صف جبه و دستار برآمد

لبس همه سان شد