غزل شمارهٔ ۲۹۰

ز لعلت زکاتی شکر می‌ستاند

ز رویت براتی قمر می‌ستاند

به یک لحظه چشمت ز عشاق صد جان

به یک غمزهٔ حیله‌گر می‌ستاند

سزد گر ز رشک نظر خون شود دل

که داد از جمالت نظر می‌ستاند

خطت طوطی است آب حیوانش در بر

کزان آب حیوان شکر می‌ستاند