غزل شمارهٔ ۲۹۵

دلم بی عشق تو یک دم نماند

چه می‌گویم که جانم هم نماند

چو با زلفت نهم صد کار برهم

یکی چون زلف تو بر هم نماند

واگر صد توبهٔ محکم بیارم

ز شوق تو یکی محکم نماند

جهان عشق تو نادر جهانی است

که آنجا رسم مدح و ذم نماند