غزل شمارهٔ ۲۹۹

چون سیمبران روی به گلزار نهادند

گل را ز رخ چون گل خود خار نهادند

تا با رخ چون گل بگذشتند به گلزار

نار از رخ گل در دل گلنار نهادند

در کار شدند و می چون زنگ کشیدند

پس عاشق دلسوخته را کار نهادند

تلخی ز می لعل ببردند که می را

تنگی ز لب لعل شکربار نهادند