غزل شمارهٔ ۳۱۴
عاشقان چون به هوش باز آیند
پیش معشوق در نماز آیند
پیش شمع رخش چو پروانه
سر ببازند و سرفراز آیند
در هوایی که ذره خورشید است
پر برآرند و شاهباز آیند
بر بساطی که عشق حاکم اوست
جان ببازند و پاکباز آیند
عاشقان چون به هوش باز آیند
پیش معشوق در نماز آیند
پیش شمع رخش چو پروانه
سر ببازند و سرفراز آیند
در هوایی که ذره خورشید است
پر برآرند و شاهباز آیند
بر بساطی که عشق حاکم اوست
جان ببازند و پاکباز آیند