غزل شمارهٔ ۳۳۸

گر نسیم یوسفم پیدا شود

هر که نابینا بود بینا شود

بس که پیراهن بدرم تا مگر

بویی از پیراهنش پیدا شود

گر برافتد برقع از پیش رخش

زاهد منکر سر غوغا شود

ور برافشاند سر زلف دو تا

دل ز زلفش کافری یکتا شود