غزل شمارهٔ ۳۴۴
هرچه در هر دو جهان جانان نمود
تو یقین میدان که آن از جان نمود
هست جانت را دری اما دو روی
دوست از دو روی او دو جهان نمود
کرد از یک روی دنیا آشکار
وز دگر روی آخرت پنهان نمود
آخرت آن روی و دنیا این دگر
ای عجب یک چیز این و آن نمود
هرچه در هر دو جهان جانان نمود
تو یقین میدان که آن از جان نمود
هست جانت را دری اما دو روی
دوست از دو روی او دو جهان نمود
کرد از یک روی دنیا آشکار
وز دگر روی آخرت پنهان نمود
آخرت آن روی و دنیا این دگر
ای عجب یک چیز این و آن نمود