غزل شمارهٔ ۳۴۵

رهبان دیر را سبب عاشقی چه بود

کو روی را ز دیر به خلقان نمی‌نمود

از نیستی دو دیده به کس می‌نکرد باز

ور راستی روان خلایق همی ربود

چون در فتاد در محن عشق زان سپس

در مهر دل عبادت عیسی همی شنود

در ملت مسیح روا نیست عاشقی

او عاشق از چه بود و چرا در بلا فزود