غزل شمارهٔ ۳۴۶
گر دلبرم به یک شکر از لب زبان دهد
مرغ دلم ز شوق به شکرانه جان دهد
میندهد او به جان گرانمایه بوسهای
پنداشتی که بوسه چنین رایگان دهد
چون کس نیافت از دهن تنگ او خبر
هر بی خبر چگونه خبر زان دهان دهد
معدوم شیء گوید اگر نقطهٔ دلم
جز نام از خیال دهانش نشان دهد