غزل شمارهٔ ۳۵۶

چو از جیبش مه تابان برآید

خروش از گنبد گردان برآید

بسی گل دیده‌ام اما ز رویش

به وقت شرم صد چندان برآید

اگر اندیشهٔ یک روزهٔ او

بگویم با تو صد دیوان برآید

بدو گفتم که ای گلچهره مگذار

که از گلنار تو ریحان برآید