غزل شمارهٔ ۳۶۲

آن روی به جز قمر که آراید

وان لعل به جز شکر که فرساید

بس جان که ز پرده در جهان افتد

چون روی ز زیر پرده بنماید

در زیبایی و عالم افروزی

رویی دارد چنان که می‌باید

خورشید چو روی او همی بیند

می‌گردد و پشت دست می‌خاید