غزل شمارهٔ ۳۶۳
تشنه را از سراب چگشاید
سایه را ز آفتاب چگشاید
آب حیوان چو هست در ظلمات
از نسیم گلاب چگشاید
نیست این کار جنبش و آرام
از درنگ و شتاب چگشاید
قطرهای را که او نبود و نه هست
غرق دریای آب چگشاید
تشنه را از سراب چگشاید
سایه را ز آفتاب چگشاید
آب حیوان چو هست در ظلمات
از نسیم گلاب چگشاید
نیست این کار جنبش و آرام
از درنگ و شتاب چگشاید
قطرهای را که او نبود و نه هست
غرق دریای آب چگشاید