غزل شمارهٔ ۳۶۸

سر زلف تو پر خون می‌نماید

رجوع از صیدش اکنون می‌نماید

کمند زلف تو در صید یارب

چگونه چست و موزون می‌نماید

شب زلف تو خوش باد از پی آنک

همه کارش شبیخون می‌نماید

که می‌داند که آن زنجیر زلفت

چگونه عقل مجنون می‌نماید