غزل شمارهٔ ۴۳۴

ای ز عشقت این دل دیوانه خوش

جان و دردت هر دو در یک خانه خوش

گر وصال است از تو قسمم گر فراق

هست هر دو بر من دیوانه خوش

من چنان در عشق غرقم کز توام

هم غرامت هست و هم شکرانه خوش

دل بسی افسانهٔ وصل تو گفت

تا که شد در خواب ازین افسانه خوش