غزل شمارهٔ ۴۳۷
ترسا بچهٔ شکر لبم دوش
صد حلقهٔ زلف در بناگوش
صد پیر قوی به حلقه میداشت
زان حلقهٔ زلف حلقه در گوش
آمد بر من شراب در دست
گفتا که به یاد من کن این نوش
در پرده اگر حریف مایی
چون مینوشی خموش و مخروش
ترسا بچهٔ شکر لبم دوش
صد حلقهٔ زلف در بناگوش
صد پیر قوی به حلقه میداشت
زان حلقهٔ زلف حلقه در گوش
آمد بر من شراب در دست
گفتا که به یاد من کن این نوش
در پرده اگر حریف مایی
چون مینوشی خموش و مخروش