غزل شمارهٔ ۴۴۱

دلا در سر عشق از سر میندیش

بده جان و ز جان دیگر میندیش

چو سر در کار و جان در یار بازی

خوشی خویش ازین خوشتر میندیش

رسن از زلف جانان ساز جان را

وزین فیروزه‌گون چنبر میندیش

چو پروانه گرت پر سوزد آن شمع

به پهلو می‌رو و از پر میندیش