غزل شمارهٔ ۴۷۳
از بس که روز و شب غم بر غم کشیدهام
شادی فکندهام غم بر غم گزیدهام
شادی به روی غم که غمم غمگسار گشت
کم غم چو روی شادی عالم بدیدهام
گر نیز شادی است درین آشیان غم
من شادیی ندیدهام اما شنیدهام
کس را مباد با من و با درد من رجوع
زیرا که درد عشق مسلم خریدهام