غزل شمارهٔ ۵۲۷

پشتا پشت است با تو کارم

تو فارغ و من در انتظارم

ای موی میان بیا و یکدم

سر نه چو سرشک در کنارم

دیری است که با توام قراری است

زان بی تو همیشه بی قرارم

خون می‌گریم که قلب افتاد

در عشق تو نقد اختیارم