غزل شمارهٔ ۵۵۰

درد دل را دوا نمی‌دانم

گم شدم سر ز پا نمی‌دانم

از می نیستی چنان مستم

که صواب از خطا نمی‌دانم

چند از من کنی سؤال که من

درد را از دوا نمی‌دانم

حل این مشکلم که افتادست

در خلا و ملا نمی‌دانم