غزل شمارهٔ ۵۶۲

ازین دریا که غرق اوست جانم

برون جستم ولیکن در میانم

بسی رفتم درین دریا و گفتم

گشاده شد به دریا دیدگانم

چون نیکو باز جستم سر دریا

سر مویی ز دریا می ندانم

کسی کو روی این دریا بدید است

دهد خوش خوش نشانی هر زمانم