غزل شمارهٔ ۵۶۵

چون ندارم سر یک موی خبر زانچه منم

بی خبر عمر به سر می‌برم و دم نزنم

نا پدیدار شود در بر من هر دو جهان

گر پدیدار شود یک سر مو زانچه منم

مشکل این است که از خویشتنم نیست خبر

مگر این مشکل از آن است که بی خویشتنم

قرب سی سال ز خود خاک همی دادم باد

تا به جان راه برم راه ببردم به تنم